ابن البلخي
38
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
خلاصه اگر من جرأت اظهار عقيده داشته باشم بايد بگويم تاريخ شاهان ايران كه ابن بلخى در اين بخش از كتاب خود در برابر نظر ما قرار مىدهد ، از روى بهترين مآخذ تدوين شده است كه چيزى به دانش ما مىافزايد و سزاوار آن است كه به شيوهاى آسان و عالى نگاشته آيد . نسخه خطّى فارسنامه را آقاى لسترنج به شرح ذيل توصيف مىكند : « تنها دو نسخه خطّى اثر ظاهرا در اروپا وجود دارد . يكى نسخه بسيار كهن موزهء بريتانيا ( به نشانهء 3895 . or ) كه ظاهرا بىتاريخ است [ 1 ] ، اما با توجه به خط و املاى كهنهء آن مىتوان قضاوت كرد كه از قرن چهاردهم ميلادى و هشتم هجرى ) متأخّر نباشد . ديگرى نسخهاى است كه آشكارا از نسخه خطى موزهء بريتانيا استنساخ شده و متعلق است به كتابخانهء ملى پاريس BibliothequeN ationale از مجموعهء شفر Schefer بدان جا راه يافته است ( Blochet , cat , Mss . persans , i , p . 309 No . 503 , and supplement , 1052 ) نسخه پاريس براستى چندان به درد نمىخورد ، جز اينكه نشان دهد چگونه يك ايرانى امروزى نسخه قديمىتر را خوانده است و گهگاه كلمهاى را نشان دهد كه به طور كلى يا جزئى محو شده است . در كجا و كى ؟ هنگام انجام گرفتن عمل تعمير و مرمت نسخه خطّى موزهء بريتانيا هنگامى كه چند سال قبل به صورت اوراق پراكنده براى صحافى به منظور مراجعه و قرائت خوانندگان به ملكيّت موزه درآمد ، در پارهاى از موارد مهمّ كه خلأيى روى داده است ، توانستهام جاهاى خالى را با مراجعه به جغرافياى حافظ ابرو ، منشى تيمور پر كنم . از كتاب اخير « ديوان هند » ( اينديا آفيس )